روژان، رادمان، رادمهرروژان، رادمان، رادمهر، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره

سه قلوهای من

خرابکاری رادمان

1391/12/7 9:57
نویسنده : مریم
1,539 بازدید
اشتراک گذاری

سلامی نی نی های ناز نازی من الهی مامان قربتون بره که با تمام اذیت کردنهای مداوم مامان هر روز بیشتر  از روز قبل دوستتون داره

رادمان رادمان ای پسر گلم امان از دست تو مامان قرار نبود امسال خونه تکونی کنه 

یکی و دو روز بود که لای پات و پشت کمرت بسمت باسن بدجوری قرمز شده پوستش کنده شده بود وحشتناک سوخته بودی بردمت دکتر بهت 4 تا کرم داد که هر 2 ساعت برات بزنم و گفت یکی دو روزی پوشاک نکنمت 

همون روزی که از دکترآوردمت از ظهر پوشاک نکردمت هر 2 ساعت پماداتو میزدم البته همه جا رو آبیاری کردی ساعت 7 بعدازظهر بود دیدم ازت صدایی نمیاد فکر کردم داری تو اتاق خواب بازی میکنی مامانی داشت تلویزیون نگاه میکرد بعد از 10 دقیقه اومدی بالا سر مامان دیدم بالا سر مامان یکم خرابکاری کردی بردم بشورمت واااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییییییییییییی یه صحنه ایی دیدم چشمتون روز بد نبینه یه لحظه شوک شدم قرمز شدم تو تمام خونه رو از آشپزخونه گرفته تا خواب و پذیرایی همه جا رو کثیف کرده بودی همون لحظه سریع شستمت فرشها رو برگردوندم زود زنگ زدم قالیشویی خدا خیرشون بده نیم ساعته اومدن بردن بعد زنگ زدم بابا اومد یه چند روزی رفتیم خونه مامان بزرگ گلی منم تو اون چند روز با خذیجه خانم که میاد کمک مامان خونه تکونی کردیم بقول مامان بزرگ تو که نمی خواستی امسال خونه تکونی کنی از همه زودتر خونه تکونی کردی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

عاطى مامان حسين
16 اسفند 91 0:54
دوست خوبم سلام باور كن وقتي اين ٣ تاجيگر رو ديدم دلم ضعف رفت هزار ماشاالله بهشون انشاالله هميشه دركنار هم شاد و سلامت باشيد و يه خدا قوت به خودت اگر وقت كردي يه سرهم بيا پيش ما!
عسل
17 فروردین 92 15:41
وایییییییییییییییییییی خدا صبرت بده مریم جان

نمیدونم اگه من جای تو بودم چقدر میتنستم تحمل کنم

اما بدون که خدا خیلی اجر برات در نظر میگیره